خرید بک لینک
بعد 27 سال هنوز بهم میگه محیا ، آدم حس یکی دیگه بودن بهش دست میده ! خب محیا که سخت تره یاد بگیر اسممو دیگه عمه جان :/ مثل زندایی که به کوثر میگه هاجر به محمد جواد میگه محمد تقی به امین میگه امیر :)))) ینی دیشب وسط مهمونی پاشیدیم از خنده :))) همچنان خاله بازی های مامان ادامه داره و مهمونی و پاگشا دادن و گرفتن.. ما یه اصطلاحی داریم وقتی مهمون میخواد بره بهش میگیم به این معنی که دوباره تشریف بیارید اینجوری نشه که برید دیگه نیاید :/و از اینا ... شوهر دختر داییم فارسه ! هرچی بهش میگیم" یک پا نرید" نمیفهمه چی میگیم :| :)))ادامه مطلب

برچسب: ی مامان بزرگم میگفت, نویسنده: دانیال رضایی تاريخ: سه شنبه 4 آبان 1395 ساعت: 2:31

گفته تو نه بد بودی، نه بد اخلاق نه بی دین نه بی سواد نه هیچ عیب دیگه ای خوشگلیت هم که دیگه خودت می دونی از بس بت گفتم ولی ...

خب چته دیگه :| ؟

تجربه ثابت کرده به همچین آدمایی باید بگی برو بروووووووو به درک ! راه باز جاده دراز برو که بهتر از من ها ریختن فقط منتظرن تو بری جمعشون کنی !

برچسب: نویسنده: دانیال رضایی تاريخ: سه شنبه 4 آبان 1395 ساعت: 2:31

اینروزهام به شب بیداری تا اذان صبح و خواب و بیداری روزها می گذره ... سکوت شب دوست دارم ...

کل زندگیم رو تختم می گذره ، خورد و خوراکم حتی ! هم از این وضعیتم متاسفم هم بد نمی گذره !

برای چندمین بار بعضی قسمت های شهرزاد می بینم ...

برچسب: نویسنده: دانیال رضایی تاريخ: سه شنبه 4 آبان 1395 ساعت: 2:30

داریم با داداش دو شماره های دفتر تلفن رو تو دفتر جدید یادداشت می کنیم، از هر صفحه یک نفر به رحمت خدا رفته :( غصمون گرفت :(

البته این وسط نصف دفتر شماره دختر بود برای خواستگاری که مامان یادداشت کرده کلی خندمون گرفت کنار بعضیاشون نوشته دختر" مهم "؛ راجع به خواستگاری، دختر روانشناس، دختر مهندس، تک دختر، دختر دیپلم، دختر لیسانس زبان و ... :))) داداشه میگه با این همه شماره چرا نتونستین یکی برام بگیرین !

برچسب: دفتر تلفن,دفتر تلفن اندروید,دفتر تلفن کامپیوتر,دفتر تلفن جذاب,دفتر تلفن تهران,دفتر تلفن آراد,دفتر تلفن برای کامپیوتر,دفتر تلفن رایگان,دفتر تلفن برای اندروید,دفتر تلفن 118, نویسنده: دانیال رضایی تاريخ: دوشنبه 26 مهر 1395 ساعت: 20:39

با اینکه بد دهنه و معروفه به چشم چرونی ولی صبح ها وقتی میره سر کار میگه خدای مهربون توکل به خودت، این موقع ها هم که از سر کار میاد از وقتی کلید می ندازه و در خونشونو باز میکنه همچین خانوم خانوم میکنه که !

برچسب: همسایه بغلی اکسو,همسایه بغلی اکسو اپارات,همسایه بغلی اکسو قسمت 11,همسایه بغلی اکسو دانلود,همسایه بغلی,همسایه بغلی اکسو قسمت 13,همسایه بغلی اکسو قسمت 3,همسایه بغلی اکسو قسمت اخر,همسایه بغلی اکسو قسمت 15,همسایه بغلی اکسو قسمت 1, نویسنده: دانیال رضایی تاريخ: يکشنبه 18 مهر 1395 ساعت: 17:24

برچسب: چه سخت بر من گذشت, نویسنده: دانیال رضایی تاريخ: شنبه 17 مهر 1395 ساعت: 10:17

از وقتی اومدم حالم به قدری بد شده که نای بلند شدن ندارم، جسمم به کنار حس می کنم روح و روانم هزار تکه شده ...

هنوز خودمو پیدا نکردم ....

حرفهاشون تو مغزم رژه میره !

برچسب: نویسنده: دانیال رضایی تاريخ: سه شنبه 13 مهر 1395 ساعت: 13:30

تازه بیدار شده بودم با چشم های نیمه باز گوشیمو چک می کردم ! گوشیم زنگ خورد و نیمه هوشیار جواب دادم ! گفت خواب بودی و بلند خندبد _خانم باحالیه_ گفتم نه سرما خوردم ! گفت سه شنبه ده و نیم - اگه اشتباه نکنم- دفتر باش، آزمایشی چند روز بیا هم تو ببین می تونی کار کنی هم ما !

برچسب: برو کار میکن مگو چیست کار,برو کار میکن مگو چیست کار از کیست؟,برو كار مي كن مگو چيست كار,شعر برو کار میکن مگو چیست کار,شعر برو کار میکن مگو چیست کار از کیست, نویسنده: دانیال رضایی تاريخ: يکشنبه 11 مهر 1395 ساعت: 10:11

داداش خان رفتن نامزد بازی من نشستم پروژشونو تایپ می کنم که هیچ از فرمول هاش سر در نمیارم !

برچسب: نویسنده: دانیال رضایی تاريخ: شنبه 3 مهر 1395 ساعت: 9:38

صفحه بندی